Posted in

مقاله جدید

بخش اول :پیامهای مراجع بزرگ و علماء اعلام

به مناسبت بزرگداشت و تکریم

حضرت فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام)

صفحه ۱۸
پیام آیت اللّه العظمی آقای حاج شیخ علی کریمی جهرمی (دام ظله)
به همایش بزرگداشت حضرت فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

نخستین فاطمه از فواطم آل هاشم

در میان دودمان آل هاشم ، بانوانی پدید آمدند که نمونه های شرف و مجد و افتخار جهانیان گردیدند و باید از آنان ، به عنوان بنات مجد و عظمت یاد کرد .

آن بانوان سرافراز و مجسمه های پاکی و فضیلت و علم و کمال و عرفان چهار نفرند که همگی نام مقدّس « فاطمه » دارند و بدین نام شریف در همه جا خوانده می شوند و آن چهار منبع نور و کانون کرامت و بزرگواری عبارتند از :

1. فاطمه بنت اسد(علیها السلام)

2 . فاطمه طاهره(علیها السلام) بنت خاتم النبیین محمد(صلی الله علیه و آله).

3. فاطمه بنت الحسین(علیها السلام) دختر گرانقدر حضرت سیدالشهدا امام حسین(علیه السلام)

4. فاطمه معصومه(علیها السلام) دختر والامقام حضرت موسی بن جعفر(علیهما السلام).

و اکنون گفتار ما در این نوشتار ، پیرامون نخستین بانوی سرتا پا افتخار ، فاطمه نخستین ، حضرت فاطمه بنت اسد(علیها السلام) است .

صفحه ۱۹
این معظمۀ یگانه با یک واسطه به هاشم و با سه واسطه به حضرت عبدالمطلب می رسند .

حضرت فاطمه بنت اسد(علیها السلام) آن بانوی سرافراز و یگانه ، دارای افتخارات بزرگی است که در بعضی از آن ها با حضرات دیگر مشارکت دارند و بعضی از آنها افتخارات ویژه آن بانوی والا مقام می باشد و ما در این مقام که بنابر اختصار داریم به چند مورد از افتخارات و سوابق درخشان او اکتفا می کنیم :

1 . آن بانوی با جلالت از سبقت گرفتگان به اسلام است ؛ زیرا او یازدهمین نفر بود که دعوت پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) را به جان پذیرفت و ندای روح بخش رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) را لبیک گفت و اجابت فرمود .(1)

2. فاطمه بنت اسد(علیها السلام) نخستین بانویی است که با پیامبر بزرگ اسلام بیعت کرد چه آنکه پیامبر در مدینه از بانوان برای تعهّد به عفت و طهارت و اجتناب از منکر و گناه ، درخواست بیعت کردند و فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام) پیشگام همه بانوان مدینه در این بیعت مقدس بود و این بانوی قرشی و هاشمی نسب قاطعانه و بسیار مصمّم روی این پیمان مقدس که با رسول اکرم اسلام بسته بود پایداری کرد و هرگز از آن عقب نشینی ننمود و اندک ضعف و سستی نشان نداد .

3. از خصائص و ویژگی ها و افتخارات بزرگ این بانوی بانوانِ هاشمی نسب آن است که او مدت مدیدی پیامبر بزرگوار اسلام ، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را نگهداری می کرد و حفظ و حراست از وجود مقدس وی را عهده دار بود و در

1- . موسوعۀ سیرۀ اهل بیت (علیهم السلام)، ج 3 ، ص 36 .
صفحه ۲۰
کمال اخلاص و علاقه مندی مراقبت از حال آن بزرگوار می نمود و آنچنان نسبت به پیامبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و آله) مهربانی می کرد و ابراز علاقه و بستگی می نمود که آن حضرت را بر فرزندان خویش ترجیح می داد .

4. از نشانه های عظمت و جلال آن بانوی معظمه ، موضوع بسیار مهم هجرت است که چون رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شهر مکه را ترک کرد و به سوی مدینه رهسپار شدند دلدادگان پیامبر نیز در شرایط سخت و نامساعدی که کفار مکه به وجود آورده بودند از پی پیامبر ، آنها هم، شهر خانه زادی خود ، مکه را ترک کرده و به مدینه طیبه رهسپار گردیده و به محبوبشان پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) پیوستند و از جمله آنان بلکه از سابقین آنها حضرت فاطمه بنت اسد(علیها السلام) بود که به مدینه هجرت کرد و در مدینه هم درگذشت .

5. فاطمه بنت اسد(علیها السلام) تنها بانوی سرافراز و فرزانه ای است که برای وضع حمل مقدسش به داخل بیت اللّه الحرام از عالم غیب و جهان بالا فراخوانده شد آن هم با دعا و نیایش ویژه ای که خود او با خدا کرد . چنانکه شیخ صدوق (رحمه الله) نقل فرمود : یزید بن قعنب گفته من با عباس بن عبدالمطلب و گروهی از عبدالمطلب، روبروی بیت اللّه الحرام نشسته بودیمکه ناگهان فاطمه بنت اسد(علیها السلام) مادر امیرالمؤمنین(علیه السلام) که به آن وجود مقدس حمل داشت و نُه ماه از حملش می گذشت رو به بیت اللّه آمد و حالت زایمان بر او عارض شد .

در این هنگام فاطمه(علیها السلام) به دعا و مناجات با خدا پرداخت و گفت : پروردگارا ! من به تو و رسولان و کتاب های او که از نزد تو آمده ایمان دارم و

صفحه ۲۱
راستی گفتار جدم ابراهیم خلیل(علیه السلام) را تصدیق می کنم و اقرار و اعتراف دارم که او این خانه را بنا کرد و به حق مولودی که در شکم دارم از تو می خواهم ولادت فرزندم و وضع حمل را بر من آسان گردانی .

در این هنگام خانه خدا از پشت باز شد و فاطمه(علیها السلام) داخل بیت شده و از نظر ما غایب گردید و دیوار به هم آمد . ما آمدیم که قفل در را باز کنیم و راهی به داخل بیت پیدا کنیم ولی قفل باز نشد و دانستیم که این امری الهی است . این گذشت تا روز چهارم که در باز شد و فاطمه(علیها السلام) خارج گردید در حالی که فرزند خود را در دست و بغل داشت . آنگاه گفت : من بر زنان پیش از خودم امتیاز داده شدم ؛ زیرا آسیه بنت مزاحم ، خدا را در خفا و پنهانی در جایی – خانه فرعون – عبادت کرد که خداوند دوست نداشت جز در حالت اضطرار و ناچاری او را در آنجا عبادت کنند . و مریم دختر عمران با دست خود درخت خشکیده خرما را حرکت داد و رطب تازه از آن ریخته شد و او تناول کرده و خورد .و من داخل بیت اللّه شدم و از میوه های بهشت بهره مند شدم و تناول کردم و چون خواستم خارج شوم هاتفی مرا صدا زد : ای فاطمه ! او را علی نام بگذار که خدا علیّ اعلاست و او علیّ است .(1)

این حدیث شریف حاوی نکاتی بسیار ارزشمند است که در جای خود بحث کرده ایم و والاترین افتخار و فضیلت اختصاصیِ حضرت فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام) همین است که او را به طور خارق العاده به داخل بیت اللّه ، کعبه

1- . امالی شیخ صدوق، مجلس 27، ص 81.
صفحه ۲۲
معظمه فراخوانده و حتی راه ورود او را از مسیر عادی و درِ مخصوص قرار ندادند بلکه دیوار بیت، شکاف خورد و فاطمه(علیها السلام) وارد گشت و سه روز تمام در آنجا توقف داشت در آنجا فرزند او که یگانه عالم وجود بود تولد یافت .

و این فضیلت و کرامتی است منحصر به فرد که برای احدی حتی از انبیاء و اولیاء و صدیقین و امامان پاک و معصوم واقع نشده است، پس فاطمه بنت اسد(علیها السلام) و مولود عزیز او بر همه جهان و جهانیان سرافرازی دارند و مخفی نماند که نقل جریان این وضع حمل و کمال آسمانی و پر افتخار ، انحصار به شیعه ندارد ، بلکه عده کثیری از علمای اهل سنت نیز نقل کرده اند که در بعضی از نوشته های دیگر ما ، با نقل از کتاب شریف الغدیر نوشته و ضبط شده است .

6. ششمین امتیاز فاطمه بنت اسد(علیها السلام) آن است که خداوند چنین فرزند با عظمت و جلالی با آن همه تجلیلات و تشریفات آسمانی ومقدمات و مؤخرات حیرت انگیز مانند امیرالمؤمنین و سیّدالوصیین علی بن ابیطالب(علیهما السلام) به او عطا فرموده، به احدی غیر او عطا نفرموده است.

7. از امتیازات فاخری که حاکی از عظمت مقام آن بانوی سرافراز آسمانی و زمینی است این است که ابن اثیر نقل کرده : « اِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَفّنَ فاطمةَ بنتَ اَسد(علیها السلام) فی قَمِيصِه وَ اضْطَجَعَ فِي قَبْرِهَا و جَزاها خَیراً ».(1)

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فاطمه بنت اسد(علیها السلام) را در پیراهن خودشان کفن کردند و در قبر او – پیش از دفن وی – خوابیدند و دعا کردند که خداوند جزای خیر و بهترین پاداش عطا فرماید .

1- . اسدالغابه فی معرفة الصحابه ، ج5، ص 517.
صفحه ۲۳
و روایت دیگری از ابن عباس با همه این خصوصیات و مزایا نقل شده و مطلبی را هم اضافه و زاید بر آنها دارد و آن این است که به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض شد : ما ندیدیم که آنچه دربارۀ فاطمه انجام دادی درباره احدی چنین کرده باشی. حضرت در پاسخ فرمود : زیرا احدی بعد از ابوطالب – همسر فاطمه بنت اسد(علیها السلام) – به اندازه او درباره من نیکی و خوبی نکرده بود و من پیراهن خود را بر او پوشاندم تا از حوله های بهشتی بر او پوشیده شود و در قبر او خوابیدم تا عذاب قبر بر او آسان گردد .

اینک جای بسی خرسندی است که گروهی از صلحاء به پیروی از ارشادات روحانی جلیل القدر و دلداده علی و آل علی (علیهمالسلام)جناب مستطاب آیت اللّه آقای حاج سیّد حجّت موحّد ابطحی دامت برکاته به فکر بزرگداشت مقام والای حضرت فاطمه بنت اسد(علیها السلام) افتاده اند .

امید است که زحمات و خدمات آن خدمتگزاران با اخلاص در درگاه ربوبی و پیشگاه امامان دوازده گانه که همه فرزندان فاطمه بنت اسد(علیها السلام) هستند مقبول افتد و موجب خشنودی آن امامان معصوم (علیهم السلام)گردد و به برکت خدمات مخلصانه آن عزیزان این بندۀ ناچیز نیز مشمول عنایت فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام) و فرزند آسمانیِ او حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) قرار بگیرم .

و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطاهرین

کتبه العبد علی کریمی جهرمی

صفحه ۲۴
متن پیام حضرت آیت اللّه العظمی آقای حاج سید حسین حسینی شاهرودی مد ظله العالی
در مورد حضرت فاطمۀ بنت اسد (علیها السلام)

( به زبان عربی )

بسم الله الرحمن الرحیمالحمد للّه رب العالمین و افضل الصلوات علی افضل المرسلین سیدنا محمدو آله الطاهرین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین من الاَزل الی الأبد .

لقد هممت ان اکتب شیئاً عن حیاة السیدة فاطمة بنت اسد و والدة اسد اللّه الغالب علی بن ابیطالب(علیهما السلام) الذی قام به قوام الدین و دفع عجلة الاسلام الی الاَمام مجاهداً الی حدّ الموت کما قال ابن ابی الحدید : « فلولا ابوطالب و ابنه لما مثلُ الدین شخصا فقاما فذاک بمکة آوی و حاما و هذا بیثرب جسّ الحماما »

و علی رغم عزمی علی ذکر بعض مناقبها ( و انما قلت : « بعض » اذ لا انا و لا غیری لا نستطیع الاحاطة بجمیع فضائلها ) فوجِئت بکلام سید المرسلین (صلی الله علیه و آله) ان فاطمة بنت اسد کانت اُمی ایضاً ، و هذا لیس کلام عادی خرج من فم رجل عادی حتی یحتمل فیه المبالغة او الاطراء بغیر الواقع ، بل نطق به النبی الاعظم الذی « ما ینطق عن الهوی » و لئن توقفت فلا عجب ففی مدحها یخرس الأدب .

فاکتفی بشرح کلام النبی الاعظم(صلی الله علیه و آله) و هو انه اذا کانت فاطمة بنت اسد بحکم اُم الرّسول(صلی الله علیه و آله) فهی اُمّ المعصومین الاربعة عشر علیهم السلام و کفی

صفحه ۲۵
بها ( ای بهذه الفضیلة ) فخراً لا یدانیه فخر و اسال الله تعالی ان یمتعنا بدعائها لنا بخیر الاخرة و الدنیا و یجعلنا من خیر انصار ولدها الامام الثانی عشر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) .

و اخیراً یبقی سؤال یفرض نفسه و هو انه لماذا سکت المسلمون عن ذکرها و لم یقوموا بحقها مع ما لها من الحق علی المسلمین ؟!و الجواب ان الکثیرین ارادوا من تنقیص مقام امیرالمؤمنین علیه افضل صلوات المصلین و لکن لم یستطیعوا تنقیصه مباشره فابتدؤا بتنقیص ابیه ابی طالب رضوان االلّه علیه و علی الاقل السکوت من بیان فضائل امه فاطمة بنت اسد کما ذکر السید الوالد الشاهرودی حینما سُئِلَ عن اسقاط بعض شعائر ابی عبدالله الحسین(علیه السلام) فاجاب : لا نتراجع عن ذلک قید انمله لان الاعداء یبتدئون من القلیل و لکن لا یقتنعون بالقلیل کمن یرید قلع شجرة کبیرة فانه یبتداء بقطع الاغصان الضئیله ثم یفلع اصلها فاذا سمحنا باسقاط بعض الشعائر الحسینیه فانه یؤدی فی الاخیر الی انکار اصل شهادته بانه ابتلی فی مکان بعدم الماء فمات عطشاً ککثیر من المسافرین . و نحن لم نأخذ بحفظ قضیة الغدیر بشکل جدی حتی آل الامر الی التشکیک فیه ، فیتکرر ذلک فی قضیة کربلا لا سمح اللّه تعالی .

حسین الحسینی الشاهرودی

3 شعبان المعظم 1446 قمری

صفحه ۲۶
متن پیام حضرت آیت اللّه آقای حاج شیخ نجم الدین طبسی (دام ظله)
به مناسبت بزرگداشت حضرت فاطمه بنت اسد(علیها السلام)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیمالحمدللّه رب العالمین و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطاهرین سیّما مهدی آل محمّد .

و بعد ، حضرت فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام) از معدود و نمونه زنان نامداری است که در صفحات تاریخ ، به عنوان یک الگو و نمونه و اسوه می درخشد . هموست که پس از نزول آیۀ « إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ »(1)

( اولین زنی بود که با پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بیعت کرد . او بود که در دامانش نبی مکرم پرورش یافت و مصداق حدیث قدسی « حَرَّمْتُ النَّارَ عَلَى … حِجْرٍ كَفَلَك » یعنی آتش جهنم را بر دامانی که تو را کفالت و پرورش داد حرام کردم . او همان دامان حضرت فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام) است که آتش جهنم بر او حرام است . بنت اسد همان بانویی است که امام صادق(علیه السلام) می فرماید : برای رفع مشکل مالی و ادای دَین و قرض ، به نیابت او طواف و نماز به جا آورید و پیامبر اکرم کراراً به زیارت و دیدار با او می رفت و به ایشان فوق العاده احترام و او را مادر خطاب می کرد . و افتخار هجرت با پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را داشت .

آری همین شرافت و افتخار برای او بس که مادر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) است و حضرتش را در کعبه به دنیا آورد . و پیامبر اکرم در فراقش گریست و با

1- . ممتحنه / 12.
صفحه ۲۷
لباس های خود او را تکفین کرد و بر او نماز میت با چهل تکبیر به جا آورد و قبر – لحد – آن بانوی بزرگ را با دست مبارکش حفر کرد و در آنقرار گرفت و با صدای بلند فریاد زد : ای فاطمه بنت اسد ! آیا یافتی آنچه را که خداوند به تو وعده داده بود ؟ و او هم به قدرت خدا پاسخ داد : آری ، خدا جزای خیر به تو بدهد .

آری ، این چنین بانوی کم نظیر جا دارد که در جامعه مطرح و زنان عالم او را الگو قرار دهند و یک چنین شخصیتی را بشناسند . والگوهای کاذب و دروغین را از ذهن ها دور کنند . والحق و الانصاف اقدام به جا و غیورانۀ حضرت آیت اللّه سیّد حجّت ابطحی اصفهانی در راستای احیاء نام و روش و سیرۀ حضرت فاطمۀ بنت اسد ، اقدامی شایسته تقدیر ، و جهادی عظیم و خدمتی بزرگ به مولی الموحدین امیرالمؤمنین است . امیدوارم که مورد عنایت ائمۀ طاهرین ، بالاخص حضرت علی بن ابی طالب(علیهما السلام) قرار گیرد . واین ابتکار و گام جدید و مبارک مقدمه ای برای گام های بلند دیگر در راستای احیای نام این وجودهای مبارک و عظیم و نظائر آن باشد . انشاء الله

نجم الدین طبسی

قم مقدّس

19 رجب الاصب 1446ق

1/11/1403

صفحه ۲۸

صفحه ۲۹
بخش دوم :
اشاره
مقالات نویسندگان عالیقدر

دربارۀ شخصیت

حضرت فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام)
صفحه ۳۰
به قلم: نویسندۀ نامدار و محقق ولائی

آقای حاج شیخ علی اکبر مهدی پور

دختر شیر و مادر شیران
*****

ماه تابان و خورشید فروزانِ نیاکان خاتم پیامبران ، جناب هاشم فرزند عبدمناف، وارث همۀ شایستگی های نیاکان خود ، وصیِّ حضرت ابراهیم خلیل ، فراخوان آیین حنیفیّت، مشعل هدایت ، سرچشمۀ سیادت ، نیای بنی هاشم و افتخار همۀ سادات آل هاشم می باشد .

هاشم بزرگترین فرزند عبدمناف ، حامل ودایع نبوّت، وصیّ پدر ، عهده دار سقایت و رفادت ( پذیرایی از حجّاج ، اطعام و انفاق بر حجّاج ) رئیس کلّ ایل و تبار خویش ، با برادرش « مطّلب » از یک مادر بودند .

هاشم و مطّلب خیلی با یکدیگر صمیمی بودند و هر دو خیلی زیبا بودند و لذا به « بدران » دو قرص قمر مشهور بودند .

از عنفوان جوانی نور نبوّت در پیشانی هاشم می درخشید . او که خود زیبا بود و چون ماه چهارده شبه نورافشانی می کرد ، نور نبوّت نیز درخشش دیگری بر چهرۀ او افزوده بود .

صفات برجسته ، فضایل ذاتی ، ریاست ظاهری ، جود و بخشش بی نظیر و ایادی مشکوره اش بر همۀ عرب منطقه موجب شد ، که هر قبیله ای آرزو کند که افتخار دامادی هاشم از آنِ آنها باشد و از این رو هدایای فراوانی به او می فرستادند که با دختر آن ها ازدواج کند .هاشم با یکی از دختران عشیره اش به نام « قَیلَه » دختر عامر بن مالک بن مطّلب ازدواج نمود .

صفحه ۳۱
هاشم از قیله فرزندانی پیدا کرد ، که هر کدام در شجاعت و صلابت کم نظیر بودند . هاشم در سیمای یکی از فرزندانش آثار صلابت ، شجاعت و شرافت بیشتری احساس کرد ، او را « اسد » نام نهاد .

قزوینی در مادۀ « اسد » می نویسد : شیر قوی ترین ، شجاع ترین ، با هیبت ترین و با عظمت ترین می باشد .(1)

هنگامی که اسد ، شیر بیشۀ شجاعت ، به سن ازدواج رسید ، هاشم برای او از دختری از خاندان خویش به نام « فاطمه » دختر هَرِم بن رواحه ، بن حجر ، بن عبد ، بن معیص ، بن عامر ، بن لؤیّ ، خواستگاری کرد ، که در نیای ششم با هاشم به هم می پیوستند .(2)

یکی از ثمره های این شجرۀ طیّبه ، « فاطمه بنت اسد » می باشد .

فاطمه بنت اسد که دختر شیر بود ، چهار فرزند شیر شرزه ، به دنیا آورد ، که هر یک از آن ها در شجاعت و صلابت کم نظیر بودند ، در رأس آن ها شیر شیران ، یلِ یلان ، اسدالله الغالب ، علیّ بن ابی طالب(علیهما السلام) بود .

1- . قزوینی ، عجائب المخلوقات ، ص 254.
2- . ابن سعد ، الطّبقات الکبری ، ج 8 ، ص 51.
صفحه ۳۲
آثار شجاعت و صلابت و شرافتی که به هنگام ولادت در سیمای او موج می زد ، سبب شد که مادر او را « حیدره » نام بگذارد .(1)

« حیدره » از اسامی شیر است ، هنگامی که مرحب خیبری رجز خواند و مبارز طلبید ، مولای متّقیان به مصاف او رفت و گفت :

« أَنَا الَّذِي سَمَّتْنِي أُمِّي حَيْدَرَة »(2)

در مورد نام گذاری مولای متّقیان به « حیدره » علاوه بر شجاعت کم نظیر ، صلابت بی بدیل و تسمیۀ حضرت فاطمه بنت اسد ، نقل شده که در برخی از کتاب های پیشینیان این نام در حق آن حضرت آمده است .(3)

از این رو ، ما حضرت فاطمه بنت اسد را « دختر شیر و مادر شیران » نام نهادیم .

همۀ محدّثان ، مورّخان ، سیره نویسان و تراجم نگاران در وصف مولای متّقیان و شرح شجاعت و صلابت آن حضرت سخنان نغز و پر مغزی گفته اند ، که به یک عبارت کوتاه از یک تراجم نگار معروف بسنده می کنیم :

مزّی در وصف آن حضرت می نویسد :

سیمایش چون ماه چهارده شبه ، گردن مبارکش چون استوانۀ نقره ، بازوانش پرتوان ، دیدگانش نافذ ، به سوی نبرد با دشمن هروله کنان ، و در یک کلمه کرّار غیر فرّار .(4)

1- . ابن اثیر ، النّهایه ، ج 1 ، ص 354.
2- . دمیری ، حیاة الحیوان ، ج 1، ص 389.
3- . طریحی ، مجمع البحرین ، ج 3 ، ص 261.
4- . مزّی ، تهذیب الکمال ، ج 13 ، ص 305.
صفحه ۳۳
و اینک اشاره ای کوتاه به سرچشمۀ این فضیلت ها ، وجود مقدّس حضرت ابوطالب(علیه السلام) ، که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) در حقّ او فرمود :

لو أنَّ أبا طالب ولد النّاس كلّهم، لكانوا أشدّاء ؛ اگر همۀ مردمان را حضرت ابوطالب به دنیا آورده بود ، همه شان با صلابت می شدند .(1)

همسر
حضرت فاطمه بنت اسد با پسر عمویش ابوطالب(علیه السلام) ازدواج نمود .

نسب حضرت فاطمۀ بنت اسد(علیها السلام) با حضرت ابوطالب(علیه السلام) در هاشم به هم می رسد .

حضرت ابوطالب(علیه السلام) بزرگترین حامی رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بود .

شیخ صدوق(قدس سره)روایت کرده که حضرت عبدالمطّلب (علیه السلام) حجّت بود و ابوطالب(علیه السلام) وصیّ او بود .(2)

علامه مجلسی(قدس سره) فرموده : شیعیان اجماع کرده اند که حضرت ابوطالب (علیه السلام) در آغاز بعثت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) ایمانآورد ، هرگز بتی را نپرستید ، بلکه از اوصیای حضرت ابراهیم(علیه السلام) بود .(3)

1- . قاضی نعمان ، شرح الاخبار ، ج 3، ص 217.
2- . شیخ صدوق ، العقائد ، ص 116.
3- . مجلسی ، مرآت العقول ، ج 5 ، ص 235.
صفحه ۳۴
با سلسله اسنادش ابن عساکر نقل کرده که عباس گفت : حضرت ابوطالب(علیه السلام) در لحظات آخر حیاتش لبانش حرکت می کرد ، گوش دادم ، شنیدم که «لا اله الا الله» می گوید .(1)

ابن عساکر با سلسله اسنادش از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت کرده که می فرمود :

در روز قیامت برای پدرم ، مادرم ، عمویم ابوطالب و برادری که در زمان جاهلیّت داشتم، شفاعت می کنم .(2)

ابن سعد با سلسله اسنادش از امیرمؤمنان(علیه السلام) روایت کرده که فرمود : هنگامی که خبر وفات پدرم را به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دادم ، گریست و فرمود : اذهب فأغسله و کفّنه و واره، غفرالله له و رحمه ؛ برو او را غسل بده ، کفن کن و خاکسپاری کن ، خداوند او را مورد رحمت و مغفرت خود قرار دهد .(3)البته ما آن حضرت را از اوصیای حضرت ابراهیم(علیه السلام) می دانیم و همۀ انبیاء و اوصیاء را معصوم می دانیم .(4) ولی تصریح ابن سعد بر فرمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به مولای متّقیان(علیه السلام) خالی از اشاره به عصمت آن حضرت نمی باشد ، که معصوم را باید معصوم غسل دهد .(5)

1- . ابن عساکر ، تاریخ دمشق ، ج 70 ، ص 245.
2- . همان ، ص 252.
3- . ابن سعد ، الطّبقات الکبری ، ج 1، ص 123.
4- . علم الهدی ، تنزیه الانبیاء ، ص 15.
5- . کلینی ، اصول کافی ، ج1، ص 459.
صفحه ۳۵
فرزندان
اشاره
خداوند منّان برای حضرت فاطمه بنت اسد از حضرت ابوطالب(علیه السلام) چهار پسر و سه دختر عنایت فرمود که فرزندان پسر به ترتیب سن عبارتند از : طالب ، عقیل، جعفر و مولای متّقیان(علیه السلام)که هر کدام ده سال کوچک تر از برادر پیشین بود .(1)

1. طالب(علیه السلام)
پیوند مقدّس حضرت فاطمه بنت اسد با حضرت ابوطالب(علیه السلام)برکات فراوانی دا شت ، عشق و علاقۀ این دو به یکدیگر زبانزد هاشمیان بود .نخستین ثمرۀ این ازدواج تولد فرزندی به نام طالب بود ، که حضرت ابوطالب از نام او کنیه گرفت و به عنوان ابوطالب مشهور شد .(2)

طالب مانند پدر بزرگوارش از نخست اسلام آورد ، ولی برای این که بتواند از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حمایت کند ، اسلام خود را آشکار نکرد .

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در این رابطه می فرماید :

در شبی که به معراج رفتم، به عرش الهی رسیدم ، چهار نور در عرش خدا دیدم ، عرض کردم : بار خدایا ! این ها چه نوری است؟! خطاب شد : یا محمد ! این نور عبدالمطلب است ، و این نور عمویت ابوطالب است ، و این نور پدرت عبدالله است ، و این نور برادرت طالب است .

1- . ابن کثیر ، البدایة و النّهایة ، ج 8 ، ص 47.
2- . ابوحنیفۀ مغربی، شرح الاخبار، ج 3، ص 214.
صفحه ۳۶
عرض کردم : بار پروردگارا ! از چه عملی به این مقام رسیده اند؟! خطاب شد : با مخفی داشتن ایمان ، اظهار کفر و شکیبایی بر آن تا لحظۀ مرگ .(1)

در این وحی الهی از طالب برای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) « برادر » تعبیر شده است . آیت الله شیخ جعفر نقدی در توضیح این فراز از وحی الهی می فرماید : با توجه به این که جناب عبدالله به جز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرزند دیگری نداشت ، تعبیر برادر از طالب ، از این جهت است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در خانۀ حضرت ابوطالب پرورش یافته ، در حکم فرزند ابوطالب و برادر طالب می باشد .(2)

در حدیثی معروف خداوند به رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) وحی فرمود : یا محمد ! خداوند برای پنج نفر به تو اذن شفاعت داده :

1. بطنی که تو را حمل کرد و او آمنه بنت وهب بود .

2. صلبی که تو را به وجود آورد و او عبدالله فرزند عبدالمطلب بود .

3. دامنی که تو را کفالت نمود و او عبدالمطلب بن هاشم بود .

4. خانه ای که تو را پناه داد و او ابوطالب بن عبدالمطلب بود .

5. برادری که در جاهلیت داشتی .

پرسیدند: او چه کسی بود ؟ فرمود : با من انس داشت و من نیز با او مأنوس بودم ، او سخی بود ، و اطعام طعام می کرد .(3)

1- . ابن فتّال نیشابوری، روضة الواعظین، ج1، ص 199.
2- . نقدی ، الانوارالعلویّة ، ص 15.
3- . شیخ صدوق ، خصال ، ج1، ص 293.
صفحه ۳۷
علامۀ نقدی گلواژۀ « برادر » را در این حدیث نیز به جناب « طالب » تفسیر کرده است .(1)

علت این که پیامبر(صلی الله علیه و آله) از او نام نبرده، این بود که ایمانش را مخفی می داشت ، و حضرت نمی خواست راز او را بر ملا کند .هنگامی که قریش جناب طالب را می خواستند به زور به جنگ بدر ببرند، او اشعاری با این مطلع سرود : « لاهمّ امّا یغزونّ طالب » بار خدایا ! اگر طالب بجنگد با سپاهی از این سپاهیان ، در برابر آن سپاه چیرۀ جنگجوی ، چنان کن که جامه اش را ببرند ، ولی او جامۀ کسی را نبرد ، او مغلوب شود، ولی بر کسی غالب نشود .(2)

قریش با یکدیگر مشورت کردند و به طالب گفتند : اگر شما با ما نیز بیایید ، تمایل قلبی شما با محمد است ؛ و لذا طالب به مکه برگشت و در جنگ بدر شرکت نکرد .(3)

طالب اشعار بسیار نغز و پرمغزی در مدح پیامبر اکرم با مطلع : « و محض بنی هاشم احمد » سروده است .(4)

1- . نقدی ، همان .
2- . ابن کثیر ، البدایة و النهایة ، ج 3، ص 266.
3- . همان .
4- . صفدی ، الوافی بالوفیات ، ج 16، ص 222.
صفحه ۳۸
حضرت ابوطالب به جناب طالب محبت خاصی داشت ؛ و لذا هنگامی که در مکه خشکسالی شد، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و جناب عباس به محضر حضرت ابوطالب(علیه السلام)رسیدند و پیشنهاد کردند که بعضی از فرزندانش را ببرند و برایشان قحطی فشار نیاورد ، فرمود :

اگر عقیل یا طالب را برای من بگذارید ، هر چه خواستید انجام دهید .(1)امام صادق(علیه السلام)می فرماید : بعد از سرودن آن اشعار ، قریش او را برگردانیدند و گفتند : اگر طالب بیاید بر ما چیره می شود .

و در روایتی حضرت فرمود : طالب اسلام آورده بود .(2)

2. عقیل(علیه السلام)
دومین فرزند فاطمه بنت اسد(علیها السلام)، عقیل بود که از سابقین در اسلام بود و در مجلس انذار عشیره ایمان آورد .(3)

عقیل در جنگ حُنین ثابت قدم ماند و مانند دیگران پا به فرار نگذاشت .(4)

در علم انساب بسیار نیرومند بود ، در مسجد النّبی حصیری برایش پهن می کردند ، روی آن نماز می خواند ، مردم برای فرا گرفتن علم نسب و حوادث تاریخی پیرامون او گرد می آمدند .(5)

1- . نقدی ، الانوار العلویّه ، ص 15.
2- . کلینی ، الکافی ، ج 8 ، ص 307، ح 563.
3- . سید جعفر مرتضی ، الصحیح من سیرة النّبی الاعظم ، ج 3، ص 184.
4- . محمد شفیق غربال ، الموسوعة العربیّة المیسّرة ، ص 1222.
5- . ابن عبدالبرّ ، الاستیعاب ، ج 3 ، ص 187.
صفحه ۳۹
رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به او فرمود :

إِنِّي لَأُحِبُّكَ يَا عَقِيلُ حُبَّيْنِ حُبّاً لَكَ وَ حُبّاً لِحُبِّ أَبِي طَالِبٍ لَكَ ؛ من تو را به دو جهت دوست می دارم ، یکی برای این که دوست داشتنی هستی ، دیگر به جهت محبت حضرت ابوطالب(علیه السلام)به تو .(1)همین مطلب را به مولای متّقیان در مورد عقیل فرمود و در پایان این جمله را افزود : وَ إِنَّ وَلَدَهُ لَمَقْتُولٌ فِي مَحَبَّةِ وَلَدِك ؛ پسرش – حضرت مسلم(علیه السلام) – در محبت فرزندت – امام حسین(علیه السلام)به شهادت می رسد .(2)

مقریزی در کتاب ارزشمند خود تصریح می کند که 9 تن از شهدای کربلا از صلب مولای متقّیان و 9 تن از آن ها از صلب جناب عقیل هستند .(3)

از این رهگذر ما کتاب خود را که در مورد عقیل نوشته ایم ، « ابوالشهداء » نام نهادیم .(4)

عقیل در اواخر عمر دیدگانش کم سو شده بود ، برای هدف والایی که داشت، مسافت مدینه تا شام را با همه سختی هایش ، با وسایل آن روز پیمود ، تا بر همگان ثابت کند که معاویه طلیق است و حق خلافت ندارد ، از طهارت مولد برخوردار نیست و اصحابش مگسانند دور شیرینی .

1- . شیخ صدوق ، الخصال ، ج1 ، ص 76.
2- . شیخ صدوق ، الامالی ، ص 111، مجلس 27، ح 3.
3- . مقریزی ، النّزاع و التّخاصم ، ص 29.
4- . چاپ تهران ، آرام دل ، 1403 ش.
صفحه ۴۰
عقیل در این دیدار همه اش او را « زادۀ هند » خطاب می کرد ، پرچم برافراشتۀ هند را در اذهان تداعی می نمود .

معاویه که از تباهی نیاکانش خبر داشت ، از او تقاضا می کرد که در این زمینه سخن نگوید .روزی معایه به او گفت : در مورد من چه می گویی ؟ عقیل گفت : از خودت بگذر . معاویه گفت : باید بگویی . عقیل گفت : آیا « حمامه » را می شناسی ؟! معاویه گفت : حمامه کیست؟ عقیل گفت : من تو را خبر دادم .

معاویه یکی از نسّابه ها را احضار کرد و از او پرسید : حمامه کیست ؟

او گفت : آیا جانم در امان است ؟ گفت : آری .

نسّابه گفت : او مادر بزرگ توست که در عهد جاهلی پرچم بر بام خانه اش داشت .(1) حمامه مادر بزرگ مادری ابوسفیان بود .(2)

معاویه برای جلب رضایت عقیل صد هزار درهم به او تقدیم کرد ، عقیل آن را به سوی معاویه پرتاب کرد و به قصد اعتراض مجلس را ترک کرد . (3)

معاویه نامۀ عذرخواهی نوشت و از خاندان عصمت و طهارت بسیار تجلیل کرد و نامه را به محضر جناب عقیل فرستاد .

عقیل در پاسخ ابیاتی به این مضمون سرود :

1- . ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، ج 2، ص 125.
2- . مجلسی ، بحارالانوار ، ج 33، ص 200.
3- . سیئد علیخان کبیر ، الدّرجات الرّفیعه ، ص 163.
صفحه ۴۱
آن چه در حق خاندان ما گفتی راست است ، ولی ترجیح می دهم که دیگر نه من تو را ببینم و نه تو مرا ببینی. معاویه شخصاً سوار بر مرکب شدهبه اقامتگاه عقیل رفت ، با اصرار و الحاح از او خواست که از اشتباه او در گذرد .(1)

امام صادق(علیه السلام)می فرماید : عقیل از آگاه ترین مردمان به علم نسب بود .(2)

ابن اثیر گوید : عقیل داناترین مردمان در علم نسب و تاریخ عرب بود .(3)

خانه ای که رسول خدا در آن متولد شده بود ، آن را به عقیل هبه کرد ، عقیل تا زنده بود ، در آن زندگی می کرد .(4)

از سعادت های عقیل بود که در مراسم غسل جسد پیامبر حضور داشت و به هنگام دفن آن حضرت داخل قبر شد .(5)

از دیگر افتخاراتش حضور در مراسم تشییع حضرت صدیقۀ طاهره (علیها السلام) بود .(6)

عبدالجلیل قزوینی می نویسد : جناب عقیل برای اتمام حجت و نشر فضائل امیرمؤمنان در شام ، به آن سامان سفر کرد .(7)

1- . زمخشری ، ربیع الابرار ، ج 2، ص 93.
2- . شیخ طوسی ، الامالی ، ص 725، مجلس 43، ح 8.
3- . ابن اثیر، اسدالغابه ، ج 3، ص 423.
4- . فاکهی ، اخبار مکه ، ج2، ص 265.
5- . ابن سعد ، الطبقات الکبری ، ج 2 ، ص 301 .
6- . طبرسی ، اعلام الوری ، ج1، ص 300.
7- . قزوینی ، النّقض ، ص 172.
صفحه ۴۲
قاضی نورالله شوشتری نیز آن را پسندیده و نقل کرده است .(1)

3. جعفر(علیه السلام)
اشاره
سومین فرزند حضرت فاطمه بنت اسد، جناب جعفر طیّار(علیه السلام)بود .

جعفر ده سال بزرگتر از امیرمؤمنان ، عقیل ده سال بزرگتر از جعفر و طالب ده سال بزرگتر از عقیل بود .(2) که در سال بیستم عام الفیل دیده به جهان گشود .(3)

جعفر(علیه السلام)اندکی بعد از مولای متّقیان ، یک روز یا کمتر بعد از آن حضرت اسلام آورد .(4)

بر این اساس جعفر دومین فردی است که اسلام آورده ، ولی به نقلی زید بن حارثه دوم و جعفر سومین مسلمان می باشد .(5)

حضرت ابوطالب(علیه السلام)مشاهده کرد که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نماز می خواند و امیرمؤمنان(علیه السلام)در سمت راست آن حضرت مشغول نماز است ، به جعفر فرمود : تو نیز به بغل دست پسر عمویت بچسب . جعفر به سرعت رفت و در طرف چپ امیرمؤمنان ایستاد، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) احساس کرد که جعفر نیز به نماز ایستاده ، کمی جلوتر رفتند و آنان را در پشت سر خود قرار دادند .

1- . تستری ، مجالس المؤمنین ، ج1، ص 196.
2- . ابن اثیر ، اسد الغابه ، ج 1 ، ص 278.
3- . ستّار عودی ، دانشنامۀ جهان اسلام ، ج 10، ص 405.
4- . همان .
5- . ابن عساکر ، تاریخ دمشق ، ج 10، ص 36.
در حال بارگذاری…